خرید بک لینک

تنها و قوی!

از بچگی... تا همیشه :)

سخته با کسی که سر چیزای کوچیک خسته می شه همدلی کنی :)

مثلا اینکه خسته م، چون که تمام روز کوله ی سنگین داشتم.

البته شایدم مشکل اینه که من نمی دونم تو این شرایط چی باید بگم.

خسته نباشید هم که به انگلیسی نداریم :دی

برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: سه شنبه 6 شهريور 1403 ساعت: 13:51

ایران که بودم، هنوز خیلی سختی نکشیده بودم، و خیلی ایده آل تر بودم.  کم کم سختی های زندگی بیشتر و بیشتر شد... ایران رو دوست داشتم و همین طور بقیه ی آدما. به مرزها محدود نکرده بودم خودمو و سعی می کردم انسان باشم! فرانسه که رفتم زخمی شدم... و البته اواخر اینکه ایران بودم. کم کم حسم نسبت به دنیا بد شد. دیگه اونقدر انرژی مثبت که بودم به دنیا پخش نمی کردم.  الآنم خسته م. هنوز بازیابی نشدم.  باید این تجربه ها رو می داشتم و بزرگ می شدم تا کم کم دوباره به انسانیت دست نخوره ی قبل برگردم. در حالی که از ابعاد ناخوشایند دنیا هم بیشتر دیدم.

برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: سه شنبه 6 شهريور 1403 ساعت: 13:51

دلم می خواد اون چند روزی که می رم پاریس، خیالم راحت باشه. واسه همین هم دارم یکم بیشتر کار می کنم. 

البته خیلی هم نمی تونم سرعت کار رو بیشتر کنم چون یه جاهایی کد باید اجرا شه و نتیجه بده و اونو دیگه نمی شه خیلی سریع ترش کرد. 

ولی مهسا خوشحاله!

برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: سه شنبه 6 شهريور 1403 ساعت: 13:51

صفحه بندی